الشيخ عباس القمي ( مترجم : راشدى )
79
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى )
5 . قصىّ اسم او زيد و كنيهاش ابو مغيره بود و به اين خاطر به او قصىّ مىگفتند كه ربيعة بن حرام از قبيله بنى عذرة بن سعيد بعد از مرگ كلاب ، با مادرش فاطمه بنت سعد بن سيل ازدواج كرد و او را به سرزمين عذره در نزديكى شام برد . قصى نيز كه كوچك بود ، همراه آنها رفت و برادر بزرگترش زهرة بن كلاب در مكه ماند . قصىّ بهمعنى دور است ، و چون زيد از وطن دور شده بود ، به او اين لقب را دادند . هنگامى كه فاطمه با ربيعه ازدواج كرد ، پسرى از آنها به دنيا آمد كه اسم او را رازح گذاشتند كه او برادر مادرى قصىّ مىباشد . « 1 » قصىّ در دامان ربيعه بزرگ شد ، تا اينكه همراه حجاج قضاعه به سوى مكه آمد و به نزد برادرش زهره رفت و با حبى دختر حليل بن حبشه خزاعى ازدواج كرد . در آن زمان ، حليل كليددار كعبه بود . قصىّ فرزندانى به دنيا آورد به نامهاى عبد الدار ، عبد مناف ، عبد العزّى و عبد بن قصىّ و ثروت و مقام او روز به روز افزايش يافت . هنگامى كه حليل مرد ، وصيت كرد كه دخترش حبى كليددار كعبه شود ، ولى او گفت : من نمىتوانم درب كعبه را باز و بسته كنم . پس اين مسئوليت را به پسرخواندهء شوهرش ابو غبشان داد ، ولى قصى او را فريب داد و كليددارى كعبه را به يك خيك شراب و يك آلت موسيقى از او خريد . از اين به بعد بود كه اين ضربالمثل ميان اعراب رايج شد كه هر كس ضرر بسيار مىديد ، به او مىگفتند : ضرر و زيان او از ابى غبشان نيز بيشتر است .
--> ( 1 ) . البداية و النهاية ، ج 2 ، ص 260 .